to hold out verb پایداری کردن، استقامت کردن، دوام آوردن Meaning: to resist or endure in a challenging situation. Example: Her doctor advised her to give up mead, and she held out for six months before giving into temptation. دکتر به او توصیه کرد که دیگر گوشت نخورد و او شش ماه توانست مقاومت کند و در نهایت تسلیم وسوسه شد. To leave no stone unturned Verb به همه جا سر زدن، از هیچ تلاشی فروگذار نکردن Meaning: to loo; everywhere; to attempt everything. Example: We left no stone unturned in our search for the city’s best hot dog. ما باید پیدا کردن بهترین هات داگ شهر به همه جا سر زدیم. https://ostadenglish.com/درس-سوم-اصطلاحات-آزمون-تافل/
کدام کتاب برای لغات زبان ارشد کامل ترین کتاب است؟ یکی از دغدغه های اصلی زبان آموزان و دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد، پیدا کردن منبع عالی و داشتن یک کتاب لغات زبان ارشد به صورت جامع می باشد. از آنجا که مطالب فرار است و ممکن است از ذهن دانشجو فراموش شود به همین خاطر استاد انگلیسی اقدام به طراحی و تولید محصولی کرد که این نقص ها برطرف گردند.
To push the envelope Verb نوآوری کردن، فراتر از مرز امکان رفتن Meaning: to do something new and different that goes beyond what was previously thought to be possible; to innovate. Example: Each time Walters asked his employees to push the envelope, he said, “If you can dream it, you can do it.” هروقت والترز از کارمندانش می خواست که در کار خود نوآوری داشته باشند به آنها می گفت “اگر رویای کاری را در سر می پرورانید، پس حتما توانایی انجام آن را نیز دارید.” To abide by something Verb پایبند بودن Meaning: to accept and follow a law, ruling, etc; to comply with sth. Example: Both companies claim the right to sell the product, but they will abide by the judge’s decision. هر دو شرکت مدعی دارا بودن حق فروش محصول هستند اما هر دو به حکم قاضی پایبند هستند. https://ostadenglish.com/درس-اول-اصطلاحات-آزمون-تافل/
نظرات
ارسال یک نظر